الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

27

گفتمان مهدويت (فارسى)

اين بود كه يك جريان فكرى جديد را در مقابل ديدگاه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله طرح و سپس تبليغ كردند و شعار « حسبُنا كتاب اللَّه » سردادند تا از اعتبار نصوص موجود دربارهء اصل امامت ، بكاهند و در نهايت آن را بىاعتبار معرفى نمايند ، به همين سبب وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله خواست وصيّت خود را بنويسد ، چون مىدانستند كه اين وصيّت كتبى موجب تقويت وصيّت‌هاى شفاهى است ، به شدّت مانع شدند و عمر به تعبيرى كه اهل سنت هم آن را نقل كرده‌اند گفت : « غلب عليه الوجع ! حسبنا كتاب اللَّه » ؛ « 1 » [ « اين سخنان را پيامبر از شدّت درد و غلبه مرض مىگويد ! كتاب خدا براى ما كافى است » . ] بنا به نقل بعضى ديگر ، او گفت : « ان الرجل ليهجر » ؛ « 2 » [ « پيامبر هذيان مىگويد » - نعوذ باللَّه - . ] در هر صورت وى مانع شد و گفت : « حسبنا كتاب اللَّه » ؛ يعنى ما به وصيّت پيامبر و تصريحات او نيازى نداريم . لقب « شيعه » به پيروان حضرت على عليه السلام در همان عصر ، توسط شخص پيامبر صلى الله عليه و آله داده شد . پيامبر صلى الله عليه و آله پيروان مخلص او را شيعه ناميد ، ولى اين كار موجب تقسيم مسلمانان به دو گروه نشد . اگرچه افرادى چون سلمان ، ابوذر و مقداد و . . . در همان عصر به حضرت على عليه السلام اعتقاد خاص داشتند و در مقابل هم ، مخالفين هنوز گروه مستقلى نبودند و اين رهنمودهاى پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء اصل امامت به

--> ( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 55 . ( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 30 ، ص 535 .